شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

61

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

مركب روح روحانى « 1 » شايست بود . و چون در مراتب ظلومى و جهولى 14 به كمال رسيدند ، چراغ عقل در شبستان بدايات « 2 » وجود هريك به نور هدايت برافروخت و « 3 » زاجر غيب را بر ايشان بگماشت « 4 » تا چشم خواب‌آلود را به سرانگشت انتباه بماليدند ، و ديدهء بصيرت را به نور يقظه روشن گردانيدند ، و روى خود را به آب توبه از غبار غفلت شست‌وشوى دادند . و قانون محاسبه را بر كانون طبيعت گماشتند تا اگر شراره‌اى از آتشكدهء وى بجهد باز به آب انابت فرونشانند ؛ و دايم سر تفكر در جيب تذكّر كشيده ، اعتصام به حبل متين حق كردند ، و از مكر نفس و كيد شيطان در پناه « 5 » حق فرار نمودند . و در صفاى رياضت گوش هوش به سماع نغمات طيّبات وعد « 6 » و وعيد برگشادند ، و به مفتاح توفيق ابواب كمال بر روى اقبال مفتوح گردانيدند ، و در بوتهء حزن از فوت منجيات ، به آتش خوف عقبات مهلكات گداز يافتند ، و بر قلب منقلب اشفاق 15 نمودند كه علايق عوايق مزاحم وى نشود و از خشوع باز نماند « 7 » ، و از سعادت اخبات 16 كه مقدّمهء اطمينان است محروم نگردد « 8 » . پس ، از متاع غرور دنيا زهد ورزيدند و از هرچه توهّم حجاب بود به حكم ورع دست بداشتند ، و به تبتّل 17 و انقطاع ، رجا به وصول و رغبت به قبول درست كردند . و به شروع در معاملات ، رعايت اعمال و مراقبه احوال نمودند ، و با حفظ حرمت و اخلاص نيّت « 9 » تهذيب ، وظيفهء خدمت بجاى آوردند ، و در استقامت اعمال و احوال ، مساعى جميله به تقديم رسانيدند ، و توكّل در كلّ احوال به حقّ درست كردند و به رسم « 10 » تفويض ، ربقهء « 11 » امور را ثقة باللّه به مالك سپردند ، و « 12 » وجود خود را چون گوى تسليم تصرف چوگان غيب داشتند .

--> ( 1 ) . ع : حيوانى . ( 2 ) . ع : بدايت . ( 3 ) . ع : - و . ( 4 ) . ج : گماشت . ( 5 ) . ج : به پناه . ( 6 ) . ج : - و . ( 7 ) . ع : ماند . ( 8 ) . ع : باشد . ( 9 ) . ج : ست . ( 10 ) . ع : - رسم . ( 11 ) . ع : جميع . ( 12 ) . ج : - و .